- تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 13:58
در آستانه بیست سالگیم مینویسمهنوز اوضاع همان هستاما امیدوارم امیدوار
به خدا اعتماد کنید - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 22:34
به خدا اعتماد کنید..اون خوب میدونه چه چیزیو چه زمانی بهتون بده..خدایا شکرت
موقت نبودن کاشکی - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 22:34
کاشکی خوشیای زندگی من موقت نبودنکاشکی ته خنده هام گریه نبودکاشکی همونو که میکاشتم درو میکردمکاشکی همه چی کمی بهتر بودکاشکی امیدهای من پوچ نبودکاشکی دنیا میذاشت که خوب بمونم
بگذریم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 13:46
این روزها...نه اشتباه شد...همیشه...همه ی روزهایم...درگیر غصه ای بی پایان است...خسته و رنجورم..ولی نایی برای اعتراض نیستاگر نشد هم...فدای سرماصلا بگذریم...دیگر چه خبر ؟!
❤دست هایم را بگیر❤ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
خدای خوبم؟ زیبای دوست داشتنی من... جان و جانان من... دستم را بگیر... رهایم نکن حتی اگر آسمان به زمین برسد... تو دلارام منی... تو همه ی دنیای منی... خدای بزرگ من؟ مردمانت به خواسته هایم میخندند... به ط
بعضی نداشتن ها :( - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
بعضی نداشتن ها خیلی به آدم فشار می آورند...مثل آنچه من ندارم و گفتنی نیست...بعضی نداشتن ها خیلی آزار دهنده اند،خیلی سنگین اند...بعضی نداشتن ها گریه آورند...مخصوصا آنجا که میبینی همه دارند،غیر از تو...
من یه تنه اندازه همه مردم جهان غمگینم... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
داره نابودم میکنه...قفلی که به لبام زدم و صبری که داره طولانی میشه...بد رقم دلم گرفت...از بی کسی خودم...چشم رو هم بزارم و بگذرم؟کار من همینه...فقط بگذرم با یه عالمه حسرت...اصن تموم حسرت های دنیا مال م
جام شوکران... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
بگو ای دل،چرا غصه یه وقتی بی کران میشه؟همه شادیتو بفروشی،یکی دوتا قران میشه...بگرد ای دل به دنبال دوای حال غمدارت...دوای آخر غمهات،یه جام شوکران میشه...
گله ای نیست... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
روزهای تابستانم را به سرد ترین حالت ممکن میگذرانم دلم از نداشته هایم میگیرد...آه میکشم...غصه میخورماما گله ای نیست،از هیچکس...تنهایی شده درد بی درمان...نه آدمی است که تو را بفهمد...نه میتوانی تنهایی طولانی ات را تحمل کنی...دلسردم...صبرم تمام شده و اشتیاقی نیست...اما گله ای نیست،از هیچکس و هیچ چیزنای...
دل بریدم،قد کشیدم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
مدت زیادیه که دلمو به بودن هیچکس خوش نمیکنم...تو زندگیم به خیلی چیزا دل بستم ولی آخرش دل بریدم...بهتره بگم با همون دل بریدنا بزرگ شدم،قد کشیدم...حالا دیگه استاد شدیم...که ببینیم و نگاه نکنیم...بشنویم و گوش ندهیم...محبت کنیم و دوست بداریم و(( دل نبندیم ))
دلم از این همه بد میگیرد و چه خوب آدمی میمیرد... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
کاش میشد گذاشت و رفت...خاطرات بسیار تلخم را...روزهای غمگینم را...بی عدالتی های زندگی ام را...روزهای بی کسیم را...یک مسافرت دو نفره...من و این من...مسافرت که نه...یک رفتن تلخ...بدون هیچ بازگشتیکاش میشد
فریاد رسی نیست - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
شب که میشود حمله میکنند...خاطره هایم،بغض هایم...شب که میشود تازه یادم می آید که چه غمگینم...زانو بغل میکنم و فکر میکنم...به چیزهایی که خودش گذشت و اثرش پا برجاست...شب که میشود رها میشوم...از فیلم بازی
خدای من - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:00
خدای من...با وجود غصه های فراوانم...تو بهترین منی...نه بهترین هایی که برای تعریف به کار میبرند...بهترین من...ینی بهترین بهترین ها...میدانم به دنیا آمدنم بی حکمت نبود...غصه ها هم حکمتی دارد...لازم است
❎لطفا سبک مغز نباشید❎ - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
❎دخترانتان را فاحشه نکنید❎ ✅ صحبتم با خانواده های تعصبیه. ✅با پدر و برادر هایی که روی همه ی بداخلاقی هاشون؛اسم غیرت میزارن. ✅غیرت رو از بچگی واسشون بد تعریف کردن. ✅فکر میکنند غیرت به عربده کشیدن و زور
❎بغض سنگینِ گلو؛اشک فراوان دارد❎ - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
مثل سنگینیه ابری که بارن داردبغض سنگینِ گلو اشک فراوان دارددل من گر برسد فصل بهارش اماباز هم حال دلش حال زمستان دارد
❎جانانِ من❎ - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
❎دلم که میگیرد❎ ✅دلم که میگیرد؛دستم خودم را میگیرم و پیشِ خدایم میبرم...✅دست هایم را به کمر میزنم و مثل طلبکارها؛از حال بدم شکایت میکنم؛حرفهایی که باید به آدم ها بگویم را به خدا میگویم...✅غرغر میکنم
❤عیدت مبارک آبجی نازم❤ - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
سلام آبجی نازم...زهرا جان سال نو مبارک باشه...الهی که بهترین ها برات اتفاق بیفته...الهی که س مثه سلامتی همیشه همراهت باشه...الهی که هر روز سال نود و هشت خوشیا دست از سرت برندارن...هرسال این موقع که می
25 آوریل 2001 - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
تولدت مبارک،منسالگرد 18 سالگیت را،با تمام وجودم تبریک میگویم...طبق معمول برایت آرزوی بهترین ها را دارم...اما امیدوارم نتیجه اش مثل همیشه برعکس نشود...راستی...خواستم بگویم آفرین به صبر و تحملت...به کنار آمدنت و به نگاه کردن و گذشتنت...دیگر حرفی نیست...من جانم مواظب خودت نباش...خودم مواظبت هستم...
❤دوست داشتنت،بی قید و شرط❤ - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
❤ قربون حرف زدنت آبجی عاقلم..زهرای مهربووونم❤ با خونواده دعوام شده بود،زده بودیم به تیپ و تار هم...چیز جدیدی نبود،اتفاق همیشگی بود...برام عادی هم نمیشد...همیشه دعوا بود و همیشه برام تازه بود...از عا
میخواستی نکنی... - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:48
کوله ام غرق غم است...آدم خوب کم است...عده ای کور و کرند...عده ای بی خبرند...دلم از این همه بد میگیرد...و چه خوب آدمی میمیرد... سه سال...ینی ۱۰۹۵ روز...۲۶۲۸۰ ساعت...براش وقت گذاشتم...شارژم؛پولم؛وقتم