خرید بک لینک

در آستانه بیست سالگیم مینویسم

هنوز اوضاع همان هست

اما امیدوارم امیدوار

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:58

به خدا اعتماد کنید..

اون خوب میدونه چه چیزیو چه زمانی بهتون بده..

خدایا شکرت

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 22:34

کاشکی خوشیای زندگی من موقت نبودن

کاشکی ته خنده هام گریه نبود

کاشکی همونو که میکاشتم درو میکردم

کاشکی همه چی کمی بهتر بود

کاشکی امیدهای من پوچ نبود

کاشکی دنیا میذاشت که خوب بمونم

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 22:34

این روزها...

نه اشتباه شد...همیشه...همه ی روزهایم...

درگیر غصه ای بی پایان است...

خسته و رنجورم..ولی نایی برای اعتراض نیست

اگر نشد هم...فدای سرم

اصلا بگذریم...

دیگر چه خبر ؟!

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 13:46

خدای خوبم؟ زیبای دوست داشتنی من... جان و جانان من... دستم را بگیر... رهایم نکن حتی اگر آسمان به زمین برسد... تو دلارام منی... تو همه ی دنیای منی... خدای بزرگ من؟ مردمانت به خواسته هایم میخندند... به طادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

بعضی نداشتن ها خیلی به آدم فشار می آورند...مثل آنچه من ندارم و گفتنی نیست...بعضی نداشتن ها خیلی آزار دهنده اند،خیلی سنگین اند...بعضی نداشتن ها گریه آورند...مخصوصا آنجا که میبینی همه دارند،غیر از تو...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

داره نابودم میکنه...قفلی که به لبام زدم و صبری که داره طولانی میشه...بد رقم دلم گرفت...از بی کسی خودم...چشم رو هم بزارم و بگذرم؟کار من همینه...فقط بگذرم با یه عالمه حسرت...اصن تموم حسرت های دنیا مال مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

بگو ای دل،چرا غصه یه وقتی بی کران میشه؟

همه شادیتو بفروشی،یکی دوتا قران میشه...

بگرد ای دل به دنبال دوای حال غمدارت...

دوای آخر غمهات،یه جام شوکران میشه...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

روزهای تابستانم را به سرد ترین حالت ممکن میگذرانم

دلم از نداشته هایم میگیرد...

آه میکشم...غصه میخورم

اما گله ای نیست،از هیچکس...

تنهایی شده درد بی درمان...

نه آدمی است که تو را بفهمد...

نه میتوانی تنهایی طولانی ات را تحمل کنی...

دلسردم...صبرم تمام شده و اشتیاقی نیست...

اما گله ای نیست،از هیچکس و هیچ چیز

نای اعتراض هم نیست...

میسوزم و باز هم میسوزم...

ولی گله ای نیست...اعتراضی نیست...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

مدت زیادیه که دلمو به بودن هیچکس خوش نمیکنم...

تو زندگیم به خیلی چیزا دل بستم ولی آخرش دل بریدم...

بهتره بگم با همون دل بریدنا بزرگ شدم،قد کشیدم...

حالا دیگه استاد شدیم...

که ببینیم و نگاه نکنیم...

بشنویم و گوش ندهیم...

محبت کنیم و دوست بداریم و(( دل نبندیم ))

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

کاش میشد گذاشت و رفت...خاطرات بسیار تلخم را...روزهای غمگینم را...بی عدالتی های زندگی ام را...روزهای بی کسیم را...یک مسافرت دو نفره...من و این من...مسافرت که نه...یک رفتن تلخ...بدون هیچ بازگشتیکاش میشدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

شب که میشود حمله میکنند...خاطره هایم،بغض هایم...شب که میشود تازه یادم می آید که چه غمگینم...زانو بغل میکنم و فکر میکنم...به چیزهایی که خودش گذشت و اثرش پا برجاست...شب که میشود رها میشوم...از فیلم بازیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

خدای من...با وجود غصه های فراوانم...تو بهترین منی...نه بهترین هایی که برای تعریف به کار میبرند...بهترین من...ینی بهترین بهترین ها...میدانم به دنیا آمدنم بی حکمت نبود...غصه ها هم حکمتی دارد...لازم استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:00

❎دخترانتان را فاحشه نکنید❎ ✅ صحبتم با خانواده های تعصبیه. ✅با پدر و برادر هایی که روی همه ی بداخلاقی هاشون؛اسم غیرت میزارن. ✅غیرت رو از بچگی واسشون بد تعریف کردن. ✅فکر میکنند غیرت به عربده کشیدن و زورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 16:48

مثل سنگینیه ابری که بارن دارد

بغض سنگینِ گلو اشک فراوان دارد

دل من گر برسد فصل بهارش اما

باز هم حال دلش حال زمستان دارد

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 16:48

صفحه بندی